elina nafaselina nafas، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 7 روز سن داره

الينا عشقه خداجون شكرت

الینا در کیش (مهر 92)

1392/8/16 8:04
نویسنده : مامان ستاره
172 بازدید
اشتراک گذاری

قلبماچ

دخی جون!!!!

امووووووون از دست تو دخییی...

آتیش...

پوست مارو همچین خوشگل کندی:

توووو فرودگاه آخ آخ آخ خدا رحم میکرد اگه کودکی رو اینور اونور میدیدی

بدو بدو برسی بهش اخه دختر تو چرا اینقدر بچه ها رو دوست داری هیچ بچه ای رو من توو فرودگاه به اندازه تو علاقمند به بچه ها ندیده بودم خلاصه مارو توو فرودگاه هم معروف کردی

آخ آخ آخ نگم دیگه  هواپیما رو گذاشته بودی رو سرت همه بهمون چپ چپ نگاه میکردناوهاسترس

وااااای تو هتل هی الینا تو لابی هتل از لای این میز میرفت اون میز و اون صندلی و از این راه به اون راه و گلای رو میزاهارو به ما تقدیم با عشق میکردی مامان بیچاره هم دنبال دخی آتیشششش که لی لی جون مامان یه جا بمون القصه گویا اونجا هم معروف شدیماوه

 تو این پاساژا... هی با اون پاهای کوچولوت دویدی اینور و اونور هی لیز خوردی تاراپی خوردی زمین باز از رونرفتی اولین مغازه = ورود الینا به داخل مغازه و سپس پس از آن صدای مهیب ترکیدن الینا وسط مغازه= در نهایت به هم ریختن اجناس مغازه دارها و صدای مامان بیچاره که نکن دختر جان بیا بریم... و حرص خوردن الینا و اصرار به ادامه خرابکاری های پر هیجانش

حالا من نمیدونم پله برقی چه هیجانی داشت که تو این همه واسه رفتن روی پله هیجان داشتییول

رفتیم لب دریا... الینا رو از تو آب نمیشد جمعش کنی فکر کنم یکم دیگه ادامه میداد شناگر ماهر قرن می شد. تند و تند با اون دستای ریزش سنگای لب ساحل رو جمع می کرد صدفا رو کل مسیر ساحل رو همراه بابا توی آب راه رفتی این ورژن پاهاتم که بالاست ٢٠١٢نیشخند  من که پوکیده بودم اما ال خانم همچنان شیطنتش تخلیه نشده بود واقعا بچه ها موجودات عجیبی هستن و دنیاشون عجیب تر

یه شب مونده به بازگشت ،رفتیم کنسرت .

ساعت شروع کنسرت خیلی دیر بود ١٢ شب. توی بغلم خواب بودی عمیق همین که آهنگ شروع به نواختن کرد من نگران بودم بزنی زیر گریه اما اوه اوه نه اوف اوف اوف پا شدی رو دست عزیز با کنسرت و آهنگ دست میزدی داد میزدی میرقصیدی وااااااااای شوک شده بودم انگار نه انگار الان تو خواب بودی مثلاًتعجب خلاصه تا ساعت ٣ که بزن بکوب بود شما هم کم نیووردی حالی دادی به مااااا مرسی گلم اون شب خیلی خوش گذشت فکر نمیکردم اینقدر خوب باشههورا 

اونجا خوب غذا خوردی خوب خوابیدی خوب گردش کردی و تا دلت خواست شیطنت و البته هر جا مانع شیطنت خطرناکت میشدم خووووب گریه و لجبازی

بودن کنار تو برای ما یک رویاست بودن تو در خانه ما نور است و شادی فرشته قشنگم دوستت دارم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)